نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
  1. #1
    کاربر ویژه amir آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    نوشته ها
    507
    تشکر ها
    951
    از این کاربر 1,952 بار در 442 ارسال تشکر شده است.

    بياييد ماشين هاي امريكايي را زنده كنيم

    گذاشته شده در فروم توسط سمیر شیرازی
    خسرو قاسمي: بياييد ماشين هاي امريكايي را زنده كنيم


    نويسنده: شبنم رحمتي


    قدش 190 بود و با وزني حدود 110 كيلوگرم آدم را ياد بادي گارد هاي فيلم هاي كلاسيك مي انداخت. به دليل سال ها فعاليت در ورزش هاي متنوع و گوناگون از جمله شنا، واليبال، بسكتبال و كشتي كچ هيكلي ورزيده داشت و سلامتي و خوش بنيه اي از سر و ريختش مي باريد. در خاطراتش تعريف مي كرد كه يك بار وقتي چهارساله بوده برادر بزرگ ترش مجبورش كرده بود دركه را برود بالاو از همان كودكي با انجام انواع ورزش ها بزرگ شده است. اين بچه محله نواب تهران كه به قول خودش و تاييد رفيقي كه همراهش آمده بود در مرام گذاشتن و تمام كردن دوستي و رفاقت دومي ندارد در سال 1355 به دنيا آمده و تا الان شغل هاي مختلفي را تجربه كرده است. اگر شما هم از اهالي پايتخت باشيد مي دانيد كه هرازگاهي به دليل تغييرات اجتماعي سريعي كه در اين شهر رخ مي دهد شغل هايي باب مي شود و با فروكش كردن تب اين تغييرات و رواج شيوه هاي ديگر، شغل هاي تازه اي هم پا مي گيرد. خسرو قاسمي هم در اين تب
    و تاب ها از دهه 70 به اين سو يعني از زماني كه 18ساله شد و شروع كرد نان بازوي خودش را خوردن گاه گاهي از اين شغل ها داشته است. گاهي در كار اسمبل كامپيوتر بوده، گاهي آنتن و بقيه متعلقات را نصب مي كرده و مدتي راننده آژانس بوده است. از زبان خودش بشنويد: «مثل بقيه دوستاني كه عاشق ماشين هستند من هم از كودكي به ماشين و در جواني به موتورسيكلت علاقه داشتم. با اولين درآمدم يك موتور هوندا 125 خريدم بعد هم يك سوزوكي 250، بعد ياماها 200 و حدود يك ماهي هم موتور 1000 داشتم. آن موقع هم تك چرخ زدن با موتور و كارهاي عجيب و غريب خوراك جواني ما بود. اين روال بود تا اينكه موتورم را فروختم و در 23سالگي اولين ماشين خودم را كه يك پيكان بود خريدم.»
    او ماشين بازي را با همين پيكان شروع كرده است: «البته همان پيكان هم يك پيكان معمولي نبود. خيلي بهش رسيده بودم و كاملاً درستش كرده بودم.» بعداً او ماشين هاي مختلفي مي خرد تا اينكه مي رسد به پژو 405. مدتي با اين ماشين در آژانس كار مي كند و در همين حين «شروع كرده بودم به لايي كشيدن در اتوبان ها و قرار گذاشتن با بچه هايي كه پاتوق شان پارك وي بود. كل كل كردن و آينه زدن و اين حرف ها را تجربه مي كرديم. آنجا بود كه ديدم بعضي ها با چه ماشين هايي مي آيند و نصف مهارت هاي مرا هم نداشتند. من هم از قديم عاشق ماشين بازي بودم، تصميم گرفتم آژانس را رها كنم و بچسبم به كار خريد و بازسازي ماشين.» اين تصميم را عملي مي كند و اولين ماشيني كه مي خرد فورد موستانگ قرمزرنگي است به سال توليد 1966.
    «اين ماشين از داغوني و منفجري يك چيز وحشتناكي بود و همه مي گفتند محال است بتواني بازسازيش كني اما من به تنهايي و با استفاده از اينترنت موفق شدم بازسازيش كنم.»
    خسرو قاسمي ميان حرف هايش به روزهاي اولي كه وارد اين حرفه شده بود گريزي مي زند: «روزهاي اول كه من راه و چاه اين حرفه را نمي دانستم خيلي ها مرا سر مي دواندند. جواب تلفنم را نمي دادند يا وقتي مي شنيدند مثلاً پول كمي براي صافكاري مي توانم بپردازم كارم را راه نمي انداختند. من كم كم خودم را در اين حرفه بالاكشيدم اما آن روزها را فراموش نمي كنم. به همين خاطر الان اگر كسي بخواهد ماشين جمع كند هر كمكي از دستم بربيايد برايش انجام مي دهم، چون وضعيت خودم را در آن سال ها به يادم مي آورم.» مي گويد بارها پيش آمده كساني از شهرستان به او تلفن كرده اند و او آنها را راهنمايي درست كرده و همين باعث حيرت آنها شده است: «تلفن مي زنند و تشكر مي كنند. مي گويند آقاي فلاني به ما گفته بود مثلاً كار صافكاري اين ماشين 15 ميليون مي شود اما شما ما را راهنمايي كرديد و اين كار را با نصف قيمت انجام داديم، نمي دانيم چه جوري از شما تشكر كنيم. اما من فكر مي كنم ما همه از اين دنيا مي رويم و اول نام ماست كه مي ماند، دوم هم اينكه بايد همه مان كمك كنيم اين حرفه پا بگيرد و اگر كسي علاقه مند است و بودجه كافي ندارد يك طوري بتواند كارش را راه بيندازد. هر چي آدم بيشتري وارد اين حرفه شود ماشين بازي هم رونق بيشتري مي گيرد و اين به نفع همه ماست.» بعد از موستانگ قرمز؛ او يك موستانگ 66 سفيد، موستانگ 67 فست بك، موستانگ 68 كوپه و يك شورولت نوا دو در 1977 دارد.«خيلي از ماشين بازها ماشين زير پايشان مثلاً پژو 206 است اما من ماشين زير پايم هم همين شورولت نوايي است كه خودم جمع كرده ام.» مي پرسم اين ماشين ها را كجا نگه مي داريد؟ مي گويد: «يكي از فوردها را در پاركينگ پاساژي كه دفترم آنجاست، يكي را در پاركينگ خانه، دو تا هنوز بازسازي شان تمام نشده و در صافكاري هستند. شورولت نوا هم مثل گاو پيشاني سفيد است، مي بندم به شير گاز دم در خانه!»
    همان سوال هميشگي اين بار از خسرو قاسمي پرسيده مي شود: چرا ماشين امريكايي؟
    «به خاطر قدرتش و زيبايي اش كه در ماشين هاي ديگر پيدا نمي شود. ريشه ساخت اين ماشين ها و نامگذاري شان هم براي من خيلي جالب است و همه را ريزريز خودم در اينترنت پيدا كرده ام.» او درباره فورد موستانگ 66 مي گويد: «دهه 70 در امريكا بحبوحه كلاه كابوي بود. كارخانه فورد مي خواست خودش را از ورشكستگي نجات بدهد و بازار فروش را به دست بگيرد براي همين از اسب كه سمبل امريكايي هاست در طراحي و آرم اين ماشين استفاده كرد. غربيلك فرمان اين ماشين از جنس استخوان است كه نزديكي به طبيعت را تداعي مي كند. پشت اين ماشين دو تا هلال رو به بالادارد كه تداعي كننده لبه كلاه گاوچران هاست و خمي كه رو به بالادارد. آرم پرچمي كه بغل فورد موستانگ حك شده سه رنگ آبي، سفيد و قرمز دارد. در آن دهه، اين سه، رنگ پرچم مسابقات اسبدواني در امريكا بوده است. دو خطي كه روي فورد موستانگ gt است تداعي كننده دو خط وسط جاده است و بيانگر اينكه فورد هميشه در حال سبقت گرفتن و جلو زدن از ماشين هاي ديگر است.»
    عشق او به ماشين هاي امريكايي باعث شده است چنين شعاري را بر پيشاني وبلاگش حك كند: «بياييد ماشين هاي امريكايي را زنده كنيم.» با اينكه به قول خودش همه جور ماشيني را مي خرد و مي فروشد و بازسازي مي كند اما هنوز هم كافي است نام ماشين امريكايي را بياوري تا چشمانش برق غريبي بزند. خسرو قاسمي با اين قد و هيكل ورزشكاري و اين هيبت، ماهيگيري مي كند. در حقيقت ماهيگيري جزء علايق جدي او در زندگي است و عكس هايي از درياچه هاي كوچك اطراف تهران در موبايلش دارد كه او را سرگرم اين ورزش نشان مي دهد. او ازدواج نكرده است: «همه عشق من همين ماشين ها هستند. فكر كردم و ديدم نمي توانم اين عشق را با چيزهاي ديگري تقسيم كنم. البته حالاحالاوقت هست.» مي خندد: «بالاخره ازدواج مي كنم و پسري خواهم داشت كه اين ماشين ها را برايش يادگار بگذارم.»
    کاربر مقابل از amir عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: 426

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •